چهل به همین سادگی !!!
نه چهل ساعت و نه چهل روز و نه چهل ماه بلکه 40 سال
احساس میکنی که امروز متولد شدی .
تازه احساس میکنی
معنای خیلی از چیزها را حالا می فهمی . بهار و پاییز ، خوب و بد
،دوست داشتن ، عشق ، و معنا و مفهوم زمان و لحظه ها را با
تمامئ وجودت احساس می کنی . کم کم یاد تمام آرزوهای دست
نیافتنی گذشته می کنی . نگاهایت با نگاهای گذشته ات متفاوت شده
.قبلا فقط میدیدی اما حالا با تمام وجودت احساس می کنی . بودنِ دیگران
در کنارت برایت معنا پیدا می کند وهر کس را متفاوت می بینی .
چهل برایت عددی بیش نبود اما الان میشود معنایش کرد به سالها
تجربهو پختگی.
و دریچه گشوده شده برروی تمام فرصتهای خوب زندگی مانند
دوست داشتن و لذت بردن با تمام سلولهای بدنت وشاید
هم فرصتی
برای دوست داشتن وعاشق شدن از روی شعور وآگاهی …
چقد این روزها هوای عاشقی مستم میکند !!!
برچسب:
نویسنده: سارا نعمتی
شهریور عاشق انار بود ،
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار ڪجا و شهریور ڪجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار می رسید
برچسب: شهریوریم,
نویسنده: سارا نعمتی
نازنینم...
گاهی نگاهی
گاهی تمنایی
وگاهی بوسه ایی !!!
مرا بیدار کن باسخاوتِ بارانِ بوسه هایت
تا بگویم که سراب نیستی !
من تشنه ام
تشنه یخ نگاهت که اینروزها تنم را میلرزاند
گاهی بوسه ایی
گاهی نگاهی
گاهی تمنایی !!!
در امتدادِ این برگ ریزان
برچسب:
نویسنده: سارا نعمتی
خدایا...
این همه نامهربانی با زمین چر
برچسب: خدایااااا,
نویسنده: سارا نعمتی
با بی مهری
سایبانی ساختی بنامِ م
برچسب:
نویسنده: سارا نعمتی